در تاریخ 20/4/87 نشست سالانه ی کانون فرهنگی به سوی فردا در تالار جنبی شقایقهای دانشگاه صنعتی شاهرود برگزار گردید. جلسه در ساعت 8:45 با قرائت قرآن آغاز گردید ، در ساعت 9 آقای نوروزی مدیرعامل کانون فرهنگی به سوی فردا به مهمانان خوش آمد گفتند و در ادامه آقای سلمانی موسس کانون چند اصل مهم در کانون فرهنگی به سوی فردارا اینگونه بیان کردند:
1- ترویج خردمندی و عقلانیت
2- نگاه فرهنگی به مقوله ی فرهنگ نه نگاه علمی و سیاسی و اداری و حتی ضد فرهنگی
3- توانستن را نیز از اصول کانون بر شمردند و توانایی برپایه ی دانایی را خواسته ی اصلی اعضای کانون دانستند.
در انتها نیز به بی توجهی فرهنگی و قطع رابطه ی جوانان با پیشینه ی غنی فرهنگی خود خرده گرفتند .
سپس آقای حسام الدین مطهری در صحبتهایش گفت: روح هم مانند جسم ذائقه دارد که برای تقویت این ذائقه در کانون فرهنگی ، ترویج کتابخوانی را شیوه ی کار قرار دادیم و علاوه بر این ایده ی کتاب اس ام اسی را مطرح نمودند.
بعد از مراسم پذیرایی جناب حاج آقای ترابی امام جمعه ی شهرستان شاهرود سخنانی در فضیلت ماه رجب ایراد کردند و فرمودند ما امروز به عنوان جوانانی که نگاه به آینده دارند و می خواهند تاثیرگذار در فردا باشند می خواهیم عنصری باشیم در راستای همان چیزی که امام عصر می خواهند ؛ و در آخر از نشاط و استقامت اعضای کانون برای بالندگی به سوی فردا تشکر و قدردانی نمودند.
در ساعت 10:10 سخنرانی آقای محمدرضا حدادی پایه گذار کتاب دانشجویی و مدیر سایت کتاب نیوز ، با عنوان بیایید کار فرهنگی نکنیم آغاز گردید که به طور مختصر به سخنان ایشان اشاره خواهد شد:
در فرهنگ غربی فرهنگ بخشی از زندگی است و در این فرهنگ سوژه، تصویر کار فرهنگی است حتی سوژه ی قتل یا جنایت ، و کاری به نتیجه و هدف ندارد.
در شیوه ی دیگر فرهنگ جاری در زندگی است مانند فرهنگ اسلامی که در این فرهنگ درس خواندن ، بازی کردن ، جنگیدن و شمشیرزدن هم کار فرهنگی محسوب می شود.
بنابراین در تعرف فرهنگ دو نظریه ی کلی وجود دارد:
1)به فرهنگ به مثابه ی بخشی از زندگی نگاه می شود مانند سیاست، تجارت ،اقتصاد و ...
2) فرهنگ به معنای کل زندگی و جاری در زندگی است .
تفاوت در اهداف:
در نظریه ی اول هدف اصلی منافع شخصی است و در نظریه ی دوم هدف اصلی رسیدن به خوشبختی و سعادت فرد می باشد.
کار فرهنگی باید در زندگی جاری باشد ، اگر بخواهیم از افراد فعال فرهنگی سخن بگوییم باید از شهید چمران ، امام خمینی و امام موسی صدر یاد کنیم .
در اسلام سه وظیفه در قبال جامعه بر عهده ی مسلمان است:
1- امر به معروف و نهی از منکر؛ اولین المان در این مورد آگاهی است که باید معروف و منکر را شناخت و بزرگترین معروف زندگی است.
2- تولی و تبری
3- زکات علم نشر آن است و باید چیزی را که یاد گرفته ایم باید به دیگران آموزش بدهیم و این وظیفه از سایر وظایف سنگینتر است.
در نهایت : فرهنگ یعنی زندگی و هدف از زندگی خوشبختی و سعادت است . تعریف ما از خوشبختی تعریف کسی است که ما را آفریده است و از کسی جز او نمی توان نقشه ی راه را گرفت.
ساده ترین را رسیدن به خوشبختی انجام واجبات و پرهیز از محرمات است و اگر در این مسیر از خداوند مدد بخواهیم بی شک او در مسیر راهمان چراغی روشن خواهد کرد.